|
تنگل بقیاچ یا بغیاچ تنگلی است که درجنوب روستای کوچ بین دورشته کوه ودر دره ای چند کیلومتری قرار گرفته وسرچشمه آبهای زیر زمینی قنات کوچ محسوب می شودودر اطراف این تنگل یا دره چندین کلاته یاچشمه قرار دارد که مهمترین آنها عبارتند ازچشمه تگ نرم که فعلا مالک ان علیرضا الهامیان است.۲-کلاته عباد که چنوین شریک دارد .۳-کلاته ملا محمد علی که زین العابدین وفرزندان حاج کلوخ وعباسعلی کوچی مالک ان هستند.۴-کلاتهحاجی رضا که چند مالک دارد .۵-کلاته حسن که زیر کلاته حاجی رضاست .۶-کلاته نو کریمی که یک خراشادی فعلا صاحب ان شده است.۷-کلاته چشمه سار قلسد که چند مالک دارد .۸ کلاته حسن یا ملک ابادی ها در زیر چشمه سار قلسد واقع شوده است و۹-کلاته ولی علی اکبر که بالاتر از چشمه موسی قرار دارد.۱۰-چشمه مرحومموسی حسین که فعلاپسر ابوطالب داماد موسی ان را در اختیار دارد ۱۱.-کلاته علی رضا کوچی که پایین تر از تگ نرم بعد از انقلاب احیا ء گردیده وداری چندصد درخت میوه ویک استخر اب هست خانه ای هم دراآن ساخته اند .در ضمن در تگ نرم هم الهامیان خانه ای ساخته است مسیر خودتنگل بقیاچ در بالا پر از درختانگردو و سنجد وبید وسفیدال است وکوچی ها هر کس توانسته است در ان درخت گردو یا سنجد کاشته است ودرختان سافت قرمز هم از قدیم در ان وجود داشته است.مسییر تنگل ماشین رو هست ولی هر سال رود یا سیل مسیر را تخریب می کند.انتهای مسیر رودخانه تنگل بقیاچ در جوار خرمنهای کوچ به مظهر قنات کوچ ختم می شود ووارد روستای کوچ می گردد ودر زیر روستا ی کوچ با رود خانه تنگل باخو یکی می گردد وبه سمت نوفرست ادامه مسیر می دهد.
برچسبها: تنگل بقیاچ, تنگ بسیار روستای کوچ
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۱ساعت 16:11  توسط محمدحسن اسایش
|
مگر آن گفته هاي شاه خاتم رفته از گوشت كه بعد ازرحلت او فاطمه از غم مكدر شد بگفت احمد مكرر فاطمه بضعه مني چرانسبت به او پس ظلمها زامت مكررشد همان زهرا كه احمد زاحترامش گفت با امت دريده نامه ي ارثش زخصم شوم كافر شد نخشكيده هنوز از آب غسل شاه خاتم كفن كه نار ظلم در باب سرايش شعله آور شد دل بشكسته اش اورا نبود بس در غم بابش كه پهلويش شكسته آن چنان از ضربت در شد نبود بس سينه اش را ناله هاي جانگداز غم كه آزرده زميخ در زاعداي ستمگر شد نبود بس تيرگي روز در چشمش زهجر باب كه نيلي آنچنان از سيلي آن رخسار انور شد زضرب تازيانه دشمن دين بازويش راخست مصيبت ديده اي را تسليت آنسان مقرر شد چرا حبل جفا بر گردن حبل المتين بستند چرزا مغلوب دست روبه دون ،شير داور شد قضا بر بست دست شير حق را ورنه در آندم كجاروبه ، رها از دست ضرغام غضنفر شد ز لطف مرتضي و آل پاك اوست كاندر طوس بدوران مرثيه خواني ، مدامي شغل (آذر) شد . اثر طبع آذر خراساني -به نقل از جلد اول ديوان آذر -صص-۵۵-۵۶ -چا پ سوم -۱۳۴۸ شمسي انتشارات طوس----محمد حسن اسایش
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم دی ۱۴۰۱ساعت 12:5  توسط محمدحسن اسایش
|
|
|