ماه قیام ،ماه حسین ، ماه انقلاب

ماه خروج پیشرومومنان بود

ماه شکست دشمن قرآن وفتح حق

ماه ظهور عدل به اهل جهان بود

مردی قیام کرده به صحرای کربلا

کز خاندان خاتم پیغمبران بود

مردی قیام کرده که باانقلاب خون

بر هم زن رِِژیم ستم گستران بود

مردی قیام کرده که تا روز رستحیز

نام گرامیش همه جا جاودان بود

فرزند با کفایت نستوه بوتراب

کز خون او زمین بلا گلستان بود

با خون نوشته است بتاریخ روزگار

هرکس که بار ظلم کشد ناتوانبود

بهر قیام نسل جوان برعلیه ظلم

اول شهیدش اکبر زیبا جوان بود

تکمیل تاشود سند سرخ انقلاب

امضاءزخون اصغر شیرین زبان بود

سیراب تا شوند همهتشنگان عدل

در خون طپیده ساقی لب تشگان بود

هفتاد وچند یاور وانصار ولشکرش

هریکچو آیت است که در خون طپان بود

عباس وعون وجعفروعبدالهش چوگل

سیراب زاشک دمبدم باغبان بود

قرآن ورق ورق پی تحکیم امر حق

تا نهضت مقدس دین جاودان بود

با این قیام کاخ ستم واژگون نمود

تابر قرار مکتب خون جامگان بود

بر انتقال خون شهیدان بی کفن

گاه قیام (زین اب )قهرمان بود

هر ارض(کربلایی) وهر یوم عاشری

تا انقلاب مهدی صاحب زمان بود

نقل از شکوفه های غم -صص135-136-نادعلی کربلایی -موسسه مطبوعاتی خزر -تهران----

---

- سرسلسله ی مردم آزاد حسین است

آنکس که دراین ره سر وجان داد حسین است

مردی که چوکوهی ببر تیشه ی بیداد

دامن بکمر برزد واستاد حسین است

درسی به بشر داد بدستور الهی

درسش عملی بود نه کتبی ،نه شفاهی

آیین یزیدی که بری بود زانصاف

ننمود بتهدید وبه تطمیع گواهی

در معرکه دشمن چوبه او خط امان داد

رد کرد وخروشان شد ودر معرکه جان داد

ننهاد بزنجیر ستم گردن تسلیم

حنجر بدم خنجر بیداد گران داد

مردانه دراین معرکه بنهاد قدم را

بر ضدستمکار بر افراشت علم را

با نیروی یزدانی وبا دست خدایی

بشکست بهم قدرت ارکان ستم را

اعلامیه از قتلگه کرب وبلا داد

با زینب وسجاد سوی شام فرستاد

این جمله زخون بود در آن نشریه مسطور

باید بشر از قید اسارت شود آزاد

او کرد بنوع بشر این قاعده تعلیم

کاندر ره آزادگی از جان نبود بیم

دیگر نهراسد زستمکار ستمکش

مظلوم بظالم نکند کرنش وتعظیم

هر وحشی ناکس نزند کوس تمدن

هر کافر ناحق نزند لاف تدین

اشرار باحرار نگیرند سر راه

ناکس نفروشد بکسان ناز وتفر عن

شمشیر نباشد بکف زنگی بد مست خائن نشود عالی وعالی نشود پست باشد که ببالند وننازند ونتازند

از باب زر وسیم باشخاص تهیدست

برچیده شود قاعده ورسم توحش

از مسند حق دور شود قاضی حق کش

ازبین رود منکرومعروف بیاید جاهل رهد از جهل چو عالم بزید خوش

مردم همه با کافر وظالم بستیزند

پویند ره حق وزناحق بگریزند

کوبند همی سنگ الم بر سر بدخواه

بر فرق تبهکار همی خاک بریزند

این حکم صریح است وبدیه است ومحقق

چیره نشود حق کش وکشته نشود حق

بیداد گری را اثری نیست بعالم

زنده است حسین ابن علی آن حق مطلق-

(ازبصیر اصفهانی-به نقل از شاهکارهای ادب فارسی(اشک شفق)صص200-201 آراسته ی رضا معصومی -نشریه ماه نوع -ناشر : رشیدی -دیماه 1362 شمسی)-------------------

جلوه گاه حق از احمد مهران-همان ماخذ-ص 202:--

تاابد جلوه گه حق وحقیقت سر توست

معنی مکتب تفویض علی اکبر توست

ای حسینی که تویی مظهر آیات خدای

این صفت از پدر وجد تو در جوهر توست

درس مردانگی عباس بعالم آموخت

زانکه شد مست از آن باده که در ساغر توست

طفل شش ماهه تبسم نکند پس چه کند ؟

آنکه بر مرگ زند خنده علی اصغر توست

ای که در کرببلا بیکس ویاور گشتی چشم بگشا وببین خلق جهان یاور توست

خواهر غمزده ات دید سرت بر نی وگفت:

آنکه باید به اسیری برود خواهر توست

(بابی انت وامی)که توای مکتب عشق

عشق را مظهر و آثار علی اصغر توست

ای حسینی که بهر کوی عزای تو بپاست

عاشقان رانظری دردم جان پرور توست

خواست (مهران )بزند بوسه سراپای تورا

----

مهر تو مرا رکن نماز است حسین جان عشق تو مرا کعبه ی راز است حسین جان

روزی که شود بسته برویم در امید

بابکرم لطف توبازاست حسین جان

یک ذره غبار حرمت ای حرم دین در رتبه به از ملک حجازاست حسین جان

هرروزدهم بوسه بخاک حرم تو چون تربت تو مهر نماز است حسین جان

در کرببلا زان همه گلهای نکویت اصغر گل نشکفته ی ناز است حسین جان

ازداغ تودر گوشه ی ویرانه رقیه شمعیست که در سوز وگدازاست حسین جا

گر قلب من از سینه بر آرند ببینند باذکر تو در راز ونیاز است حسین جان

می خواستم از وصف وجلال تو بگویم دل گفت که اینقصه درازاست حسین جان -ای خون خدا خسرو محمود خصائل بر درگه تو خضر ایاز است حسین جان

در روز جزا کرببلایی زشفاعت بر سوی تو اش دست نیاز است حسین جان -به نقل ز

شکوفه های غم اثر طبع ناد علی کربلایی-صص169-170

زینب با سر بریده :خطبه جانسوز زینب کرده ، عالم را مکدر در میان کوفه بنموده است غوغا دخت حیدر با بیان مرتضی ابلاغ حق بنمود وگفتا کوفیان من زینبم ، حق را نمایم آشکارا زینبم بنت علی وقهرمان کربلایم قهرمان کربلا وزاده شیر خدایم من زریشه می کنم ویرانه ، کاخ ظالمان را با بیانی می کنم ، ابلاغ آزادی جهان را

ناگهان ماهی فراز نی بدید آن نیک اختر گشت خاموش وفغان سر داد با نوی فلک فر با ندای دلخراشی گفت : ایا تو حسیسنی؟ تو حسین زینبی وآن امام عالمینی ؟

گر حسینی پس چرا پیشانیت مجروح گشته؟ گو کدامین سنگ دل پیشانیت از کین شکسته؟ تو گل بستان زهرایی چرا پزمرده گشتی/ تو سلیمان جهانی چس چرا افسرده گشتی؟

چون بدیدی زینب نالان سر سلطان خوبان گشته مجروح از جفای دشمنان وظلم عدوان آن چنان زد راس پر نورش بروی چوب محمل از سر او خون چکید وشیعه را بنموده خوندل

گفت : کی پاشیده خاکستر بروی زخمهایت ؟ من گمانم بوده خاکستر دوایی از برایت ای برادر کن نظر برحالت دختت سکینه گشته محزون وغم انگیز از جفای قوم کینه

خوبرویا زین مصیبت عالمی گردیده گریان اهل بیت مصطفی در کوچه وبازار نالان ------ کاخ تو زیر وزبر کنم :

من زینبمزکربلا آمدم به شام تا روز روشن تو زشب تیره تر کنم من زینبم به چشم حقارت مکن نظر با یک اشاره کاخ تو زیر وزبر کنم من آمدم که سلطنتت ای یزید دون

سازم فنا ونقشه تو بی اثر کنم من زینبم ستم کش وبیچاره نیستم خاک ستم به فرق سر خیره سر کنم من زینبم که دست خدایم در آستین تا دست نابکار تو از تن بدر کنم

من آمدم که زنده وجاوید وپایدار دین خدا بروی زمین سربسر کنم من زینم که کرده خدا نقطم آتشین هر جا که رو کنم همه فتح وظفر کنم

من آمدم خراب کنم کاخ قدرتت زاین رو بود اگر به خرابه مقر کنم من آمدم یزید ویزیدی مرام را روشن هویتش به جهان بشر کنم من آمدم کنون پی خون خواهی حسین

تا انتقام خود نگشم کی سفر کنم؟ من زینبم که از نظر لطف ذره را روشن دلش زنور چو وقت سحر کنم -به نقل از کاروان غم - جلد 1- ص 80-81 .محمد حسن

اسایش


برچسب‌ها: ماه قیام, ماه حسین
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر ۱۴۰۲ساعت 10:27  توسط محمدحسن اسایش  | 

شارت شیعیان !شد ماه شعبان ماه پیغمبر فزون شد بر خلایق لطف وجود خالق اکبر

ولادت امام حسین (ع)

زمین وآسمان وعرش اعظم نورباران شد زانوار رخ نور دو چشم ساقی کوثر

عیان گردید در یثرب جمال عالم آرایی که جبرئیل امین شد خادمدر بار آن سرور

زلطف قادر قدرت نما از گلبن عفت دوگل گردیده ظاهر ازبرای حیدر صفدر

یکی در سوم شعبان ، یکی در چارم شعبان یکی چون شمس رخشان ویکی همچون مه انور

یکی فرمانده ی عالم ،وصی احمد خاتم یکی یار ومعین وغم خور سلطان بحر وبر

یکی از فاطمه ام الائمه ، دختر طاها یکی از حضرت ام البنین همچون دروگوهر

یکی نامش حسین ابن علی فرمانروای دین یکی باب الحوائج ، حضرت عباس نام آور

یکی را بوسه زد ختم رسولان بر لب و دندان یکی رامرتضی دست رسایش بادو چشم تر

برای یاری درماندگان بحرطوفان زا بسوی ساحل عزت ، یکی کشتی ، یکی لنگر

دو صدر الدین، دو بدر الدین ، دو یارویاور قر آن یکی وارث بشهرعلم وآن یک پشتیبان در

دو رخ زیبا ، دو قد طوبا ، قدم بنهاد در عالم یکی فرمانده ی اعظم ،یکی سردار وسرلشکر

دو جانباز وبرادر ، این وزیر وآن دگر سلطان عیان گردیدبریاری حق ازدو نکو مادر

دو روشنگر ، دو عالی فر ، که بر آنهاخدا بخشد هزاران {کربلایی}را زرحمت در صف محشر-----اثر طبع شادروان ناد علی کربلایی-ژدر سه شهید-به نقل از جلد دوم شکوفه های انقلاب -صص ۱۱۴-۱۱۵- انتشارات خزر -تهران خیابان ۱۵ خرداد---

بشارت شيعيان !شد ماه شعبان ماه پيغمبر فزون شد بر خلايق لطف وجود خالق اکبر

زمين وآسمان وعرش اعظم نورباران شد زانوار رخ نور دو چشم ساقي کوثر

عيان گرديد در يثرب جمال عالم آرايي که جبرئيل امين شد خادمدر بار آن سرور

زلطف قادر قدرت نما از گلبن عفت دوگل گرديده ظاهر ازبراي حيدر صفدر

يکي در سوم شعبان ، يکي در چارم شعبان يکي چون شمس رخشان ويکي همچون مه انور

يکي فرمانده ي عالم ،وصي احمد خاتم يکي يار ومعين وغم خور سلطان بحر وبر

يکي از فاطمه ام الائمه ، دختر طاها يکي از حضرت ام البنين همچون دروگوهر

يکي نامش حسين ابن علي فرمانرواي دين يکي باب الحوائج ، حضرت عباس نام آور

يکي را بوسه زد ختم رسولان بر لب و دندان يکي رامرتضي دست رسايش بادو چشم تر

براي ياري درماندگان بحرطوفان زا بسوي ساحل عزت ، يکي کشتي ، يکي لنگر

دو صدر الدين، دو بدر الدين ، دو ياروياور قر آن يکي وارث بشهرعلم وآن يک پشتيبان در

دو رخ زيبا ، دو قد طوبا ، قدم بنهاد در عالم يکي فرمانده ي اعظم ،يکي سردار وسرلشکر

دو جانباز وبرادر ، اين وزير وآن دگر سلطان عيان گرديدبرياري حق ازدو نکو مادر

دو روشنگر ، دو عالي فر ، که بر آنهاخدا بخشد هزاران {کربلايي}را زرحمت در صف محشر


برچسب‌ها: ​ شارت شیعیان
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر ۱۴۰۲ساعت 17:38  توسط محمدحسن اسایش  |